چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید..............

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره

آری با تو هستم با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی

چرا چشمهایم همیشه بارانی است.........

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390    | توسط: بهنام صالحی    |    | دیدگاه()