كس ندارد خبر از راز نهان من و تو
تا بود باد صبا نامه رسان من و تو
گر چه شد سوز دل
، آرام جان من و تو
می زند شعله ها بر آشیان من و تو
صحبت عشق و محبت شب و روز
باشد میان من و تو ورد زبان من و تو
زندگی آخر شود در سایه بخت جوان من و تو
یك دم از آن من و تو
من به كنج قفسی جویمت هر نفسی
جانم برسد بر لب گر تو به دادم نرسی
كی به غیر تو باشدم كسی گر نهد بلا دیده ام بسی
به جهان تو را می خواهم من، ز تو هم وفا می خواهم من
آرد پیك سحر بر من از تو خبر تا رسد از راه
نامه رسانم

نام تو باشد ورد زبانم

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 شهریور 1390    | توسط: بهنام صالحی    |    | دیدگاه()