باز شب و ذوق تمنای من

روی تو و چشم تماشای من

شعله ور از عشق سرا پای من

آمده از ره شب زیبای من

 

ای شبِ شبها راز جنون را از تو نهفتن نتوانم

چون تو بیایی حرف درون را با تو نگفتن نتوانم

 

خلوت شب بال و پرم می دهم

همت سیر و سفرم می دهد

حال و هوای دگرم می دهد

سوز دل و چشم ترم می دهد

سوز دل و چشم ترم می دهد

 

شور تو سر می کشد ساز دل

گرمی تو شعله آواز دل

خلوت تو عرصه پرواز دل

هم نفس و همدم و همراز دل

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مهر 1390    | توسط: بهنام صالحی    |    | دیدگاه()