از سکوت از درد امشب می نویسم یک غزل/ازشب و هذیان و ازتب می نویسم یک غزل

جز خیال تو  کسی هرگز نمی فهمد مرا/چون تویی تنها مخاطب می نویسم یک غزل

از همان روزی که از عشق تو گفتن جرم شد/با سکوتی تلخ بر لب می نویسم یک غزل

دل تو را میخواهد و من دست خالی، بی جواب/از سکوت خود معذب مینویسم یک غزل

رنگ رخسار قلم گویا  پرید از خستگی/خونِ دل، جای مرکّب مینویسم یک غزل

نوشته شده در تاریخ شنبه 4 تیر 1390    | توسط: بهنام صالحی    |    | دیدگاه()